:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

دوشنبه 22 اسفند 1390-12:28 ق.ظ



دومین جلسه دادگاه فساد بزرگ مالی-۱۷
جابجایی 500 هزار تن شمش فولاد فقط در یک روز تعطیل/ خسروی ساعت ۱۰ شب تنزیل اعتبارات اسنادی انجام می‌داد

خبرگزاری فارس: یکی از متهمان پرونده فساد مالی اخیر با بیان اینکه در جریان این اتفاقات گویا تمام دزدگیرهای کشور از کار افتاده بود گفت: ما می‌دانیم برای تنزیل باید کالا جابجا شود و این در حالی بود که در روز تعطیل 500 هزار تن شمش فولاد را که برای حمل و نقل آن حداقل 2500 تریلی نیاز است جابجا می‌کردند و این جابجایی‌ها در روی کاغذ بود تا بتواند اعتبارات اسنادی را تنزیل کند.

خبرگزاری فارس: جابجایی 500 هزار تن شمش فولاد فقط در یک روز تعطیل/ خسروی ساعت ۱۰ شب تنزیل اعتبارات اسنادی انجام می‌داد

به گزارش خبرنگار قضایی فارس، دومین جلسه رسیدگی به اتهام متهمان پرونده فساد مالی اخیر صبح امروز در دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ناصر سراج برگزار شد.

در این جلسه که قرار بود یکی از ابهامات پرونده درباره اظهار بی‌اطلاعی متهم ردیف اول پرونده از صوری بودن اعتبارات اسنادی رفع شود، مدیرعامل شرکت ملی فولاد(فولاد فام اسپادانا) در جایگاه قرار گرفت و به عنوان مطلع از وی سؤال شد.

ع-ر با اعلام این مطلب که در سال 88 به دلیل بدهی سنگین شرکت ملی فولاد این شرکت به بخش خصوصی واگذار شد، گفت: خط تولید تخریب شده بود و شرکت بیش از 700 میلیارد تومان زیان انباشته داشت.

وی افزود: اگر به درستی به این شرکت اعتبار تزریق می‌شد شاید در یک دوره زمانی هشت ساله می‌توانستیم آن را احیا کنیم، در حالی‌که هیچکدام از ما آقای مه‌‌آفرید خسروی را نمی‌شناختیم. من به بازار آهن و فولاد آشنا بودم اما این فرد را نمی‌شناختم.

متهم پرونده با اشاره به این مطلب که من مشکلات را به آقای خسروی گفتم و از او خواستم که اجازه دهد من استعفا دهم و هیئت‌مدیره مدیرعامل جدید را انتخاب کند گفت: ایشان گفتند شما کار را ادامه بدهید و به این ترتیب مدیریت مالی، اقتصادی و بازرگانی گروه ملی فولاد را به تهران منتقل کرد.

وی ادامه داد: متهم پرونده 4 شماره حساب مشخص کرد تا عواید حاصل از فروش محصولات به این حساب‌ها واریز شود و این در حالی بود که واحد خرید کارخانه که در اهواز بود تعطیل شده و مقرر شد، شرکتی در تهران کارها را انجام دهد و من را نیز به عنوان مدیر تولید و طرح توسعه منصوب کردند.

وی افزود: ما به طور غیرواقعی و در قالب شایعات اطلاعاتی از شرکت امیرمنصور آریا به دست آورده‌ بودیم ولی هیچکدام اینها سند و مدرکی نداشت. زیرا نه جلسه هیئت‌مدیره‌ای تشکیل می‌شد و نه مجمع عمومی و حتی ما حسابرس قانونی را هم نمی‌شناختیم. به طور کلی ابزارهای نظارتی و دزدگیرها در گروه ملی وجود نداشت، گویا دزدگیرهای کل کشور در آن زمان قطع بوده است.

ع-ر با اشاره به این مطلب که در تیرماه سال 88 از طریق شرکتی خرید مواد اولیه آغاز شد گفت: گشایش‌ اعتبارات اسنادی با بانک صادرات شروع شد و ما به چشم خود می‌دیدیم که کارخانه‌ای که انواع مشکلات را داشت به طور منظم مواد اولیه واردش می‌شد.

وی افزود: وقتی مواد اولیه به طور منظم وارد کارخانه شد یک خوش‌بینی مفرط در من و سایر کارمندان و کارکنان ایجاد شد که نوید رخ دادن یک تحول را می‌داد. ما برایمان اینگونه جلوه کرده بود که کل نظام یعنی آقای خسروی، زیرا یک کارخانه مشکل‌دار به دست وی سرپا شده بود و ما احساس وظیفه می‌کردیم که باید از این فرد حمایت کنیم حتی در مصاحبه‌هایی که من انجام داده بودم گفته بودم که همه هم و غم خود را باید بگذاریم که خسروی موفق شود.

وی با اشاره به این مطلب که این اتفاقاتی که افتاده هنر من و همکارانم نبوده است زیرا ما از اینگونه هنرنمایی‌ها بلد نبوده‌ایم گفت: به نظر می‌رسد که مملکتی بسیج شده بود که کارهای این آقا(مه‌آفریدامیرخسروی) را انجام دهد. این آقا ساعت ده شب تنزیل اعتبارات اسنادی انجام می‌داد.

ما می‌دانیم برای تنزیل باید کالا جابجا شود و این در حالی بود که در روز تعطیل 500 هزار تن شمش فولاد را که برای حمل و نقل آن حداقل 2500 تریلی نیاز است جابجا می‌کردند و این جابجایی‌ها در روی کاغذ بود تا بتواند اعتبارات اسنادی را تنزیل کند.

وی گفت: ابتدا به ساکن از آقای خسروی درباره فاکتورها و صوری بودن آنها سؤال کردم که ایشان پاسخ داد ما داریم برای رسیدن به اهدافمان که همانا سرپا شدن کارخانه فولاد فام اسپادانا است کار بازرگانی انجام می‌دهیم.

ع-ر در پاسخ به سؤال قاضی پرونده که از وی پرسید عنوان شده شما معرف اقای "ک" به آقای خسروی بوده‌اید و شما به وی پیشنهاد داده‌اید تا اعتبارات اسنادی را تنزیل کند، گفت: ممکن است من معرفی چهره‌به‌چهره انجام داده باشم اما اینکه بخواهم به آقای "ک" پیشنهاد همکاری با مه‌آفرید امیر خسروی را بدهم محال است و این در حالی است که در سال 89 در نیمه اول آن سال هیچکس شکی نداشت که همه فاکتورها صوری است.

این متهم پرونده پرده از بخش دیگری از ابهامات پرونده برداشت و گفت: روال صدور فاکتورهای صوری به قدری میان مه‌آفرید خسروی و آقای "ک" تنگاتنگ شده بود که آقای "ک" خودش شخصاً از اهواز به تهران آمده و فاکتورها را امضاء می‌کرد.

وی درباره زمان قطع ارتباط با فعالیت‌های گروه آریا گفت: اولین‌باری که خسروی در سال 89 به برزیل سفر کرد شایعاتی که درباره خارج کردن سرمایه توسط وی از کشور وجود داشت قوت گرفت، به همین دلیل دیگر جرأت نمی‌کردم نامه‌ها و فاکتورها را امضاء کنم و از مسئولان کارخانه نیز خواستم با توجه به از بین رفتن ارزش تولید فروش را کمتر کنند.

متهم پرونده همچنین درباره این سؤال قاضی که چرا شما که می‌دانستید فاکتورها صوری است اما کار خود را ادامه دادید گفت: فکر می‌کردم به این وسیله دارد نقدینگی وارد شرکت می‌شود و باعث می‌شد احساس مثبتی نسبت به احیای گروه ملی فولاد داشته باشم. البته بعد از این آقای "ک" خودش فرم‌های خام را به تهران می‌برد و آقای خسروی آنها را امضاء می‌کرد.

ع-ر درباره نقش ع-ه کارشناس رسمی دادگستری در ارائه رقم غیرواقعی از کارشناسی کارخانه فولاد فام اسپادانا گفت: این فرد 300 میلیون تومان گرفته بود و عنوان می‌کرد که می‌تواند امتیازات نامشهود کارخانه را بالا ببرد تا در کارشناسی این اعداد قابل توجه شود. به این ترتیب توانست چندبرابر قیمت واقعی کارخانه آن را قیمت‌گذاری کند.

وی درباره مبالغی که به رئیس بانک صادرات شعبه اهواز داده است نیز گفت: سال 88 خسروی در تماس تلفنی به من گفت که آقای "ک" 20میلیون تومان پول نیاز دارد و به این ترتیب من این رقم را به وی دادم و این در حالی است که 12میلیون پاداش و 110سکه تمام بهار آزادی را نیز به وی دادم.

انتهای پیام/




تاریخ آخرین ویرایش:- -




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic