:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

شنبه 19 آذر 1390-05:26 ب.ظ



گزیده سرمقاله‌ برخی از روزنامه‌های صبح امروز کشور

خبرگزاری فارس: برخی روزنامه‌های صبح امروز سرمقاله‌های خود را به موضوعات زیر اختصاص دادند.

خبرگزاری فارس: گزیده سرمقاله‌ برخی از روزنامه‌های صبح امروز کشور

* کیهان

روزنامه کیهان دریادداشت روز خود با عنوان "ضربه استراتژیک "به قلم حسام الدین برومند آورده است :1-نقطه عزیمت بحث در یادداشت پیش روی به فتنه سال 88 برمی گردد. به نظر می رسد اکنون پس از گذشت 30ماه از این فتنه هنوز گذر زمان لازم است تا تمامی ابعاد و لایه های پیچیده و تودرتوی این پروژه شکست خورده آمریکایی-صهیونیستی روشن شود.
اما آنچه که محرز است و امروز بدون کمترین تردید می توان درباره آن از فتنه 88 سخن گفت؛ اقتدار نرم جمهوری اسلامی در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری است که به قوت، قدرت نرم آمریکا را شکست داد.
مدیریت بیرونی فتنه به رهبری آمریکا طراحی دقیقی را در نتیجه سال ها برنامه ریزی به صحنه آورده بود تا در این بزنگاه حساس و سرنوشت ساز با الگوی نرم و میل به تغییر یا تضعیف ساختار قدرت در ایران یک براندازی تمام عیار را عملیاتی نماید که البته طرفی نبستند و ناکام ماندند.
این ناکامی بزرگ هنگامی بهتر دیده شد که اوباما، شیمون پرز و نتانیاهو آشکارا و بی پرده از فتنه حمایت کردند و فتنه گران را سرمایه استراتژیک خود دانستند.
بعدها اعترافات بسیاری از فتنه گران در دادگاه پیرامون موضوع فتنه و طرح ریزی ها و برنامه ریزی هایی که یک سر آن بیرون از مرزها بود به وضوح نشان داد که در این کارزار، قدرت نرم آمریکایی ها حریف اقتدار نرم ایران نشده است چرا که دقیقا در شرایط و وضعیتی که باور و اعتماد آحاد ملت نسبت به نظام نشانه گیری شده بود عامل بی بدیلی که بساط این فتنه را بصورت کامل جمع کرد بصیرت توده های ملت بود که در آتشفشان 9دی عیان و نمایان گشت. اینجاست که کنترل مردمی فتنه 88، اقتدار نرم جمهوری اسلامی ایران را که از باورهای عمیق دینی ملت ریشه می گرفت، به یک الگو برای دیگر ملت ها تبدیل کرد تا به باور برسند که شکست برنامه ها و سیاست های قدرت های بزرگ شدنی است.
جالب است که در همان اواخر سال 88 در حالی که دشمنان نشان دار جمهوری اسلامی تمامی گزینه های نرم خود را به کار گرفته بودند تا تضعیف الگوی ایران را رقم بزنند ایران در عملیاتی اطلاعاتی ضرب شست سنگینی را به آمریکایی ها نشان داد و عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی جندالشیطان را پس از رهگیری او در پایگاه های آمریکایی در منطقه، بر فراز آسمان شکار کرد.
2-پس از ناکامی آمریکایی ها در فتنه88 و اجرایی کردن پروژه براندازی در ایران اسلامی مقامات و کارشناسان استراتژیک آمریکا چند کلید واژه و عبارت را کماکان پیگیری می کنند؛ «ضربه استراتژیک»، «تغییر رژیم از طریق استراتژی های ترکیبی» و... و به عنوان یک مصداق می توان به قطعنامه تحریمی 1929 در ژوئن 2010 و در آستانه سالگرد فتنه 88 اشاره کرد که در این راستا قابل ارزیابی است.
بنابراین ناگفته پیداست که تمامی گزینه های موجود برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران را بطور توأمان در دستور کار دارند و حتی اواخر سال گذشته جرج سوروس که از وی به عنوان مغز متفکر انقلاب های رنگی یاد می شود و از قضا در فتنه 88 نیز رد پای او در اقدامات فتنه گران و شهرآشوبان برملا شده بود در مقام توجیه شکست فتنه 88 به میدان آمد و در گفت وگو با سی ان ان درباره ایران به شرط بندی متوسل شد و مدعی شد: «ایران تا یک سال آینده سقوط خواهد کرد»! طرفه آنکه این ادعا بصورت کاملا معکوس به اثبات رسیده و کافی است تا تحولات یک سال گذشته را مرور کرد تا مشخص شود که آمریکایی ها در به کارگیری قدرت نیمه سخت و به صحنه آوردن انواع تحریم های یکجانبه و اعمال فشارها از طریق صدور قطعنامه های مختلف بر ضد ایران نیز راه به جایی نبردند.
اوج این فشارها به چند هفته گذشته برمی گردد و آمریکایی ها به آب و آتش زدند تا به گمان خودشان ایران را در انزوا قرار دهند و از همین روی ابتدا شورای حکام قطعنامه هسته ای علیه ایران صادر کرد، بعد به بهانه ادعای واهی طرح کذایی ترور سفیر عربستان در خاک واشنگتن قطعنامه ای در مجمع عمومی سازمان ملل بر ضد کشورمان صادر شد و در همین راستا، پرونده جعلی حقوق بشری را علیه ایران گشوده و باز یک قطعنامه به اصطلاح حقوق بشری علیه ایران در مجمع عمومی سازمان ملل با کارگردانی شیطنت آمیز آمریکا صادر شد.
خب، سؤالی که به میان می آید این است که برآیند و خروجی این تحریم ها و فشارها بر روی ایران چه نتیجه ای داشته است؟ آیا قدرت نیمه سخت آمریکا توانسته است بر اقتدار نیمه سخت جمهوری اسلامی ایران غلبه کند؟
آنچه که بصورت موجز و البته کاربردی در پاسخ به سؤالاتی از این دست باید گفت آدرس هایی است که بدون هرگونه کلی گویی و صغری و کبری چیدن ها ما را به مقصد جواب می رساند.
علی رغم تحریم ها و فشارها بر ضد ایران در صحنه تحولات منطقه ای نقش و جایگاه جمهوری اسلامی بسیار پررنگ و برجسته بوده است. اکنون در آستانه یکسالگی تحولات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا هستیم آنچه که آمریکایی ها و بطور کلی نظام سلطه را به شدت عصبانی و مستأصل کرده است الگوگیری ملت های منطقه از انقلاب اسلامی ایران است. بارها و به کرات مقامات صهیونیستی از آغاز تحولات منطقه در بستر بیداری اسلامی احساس خطر کرده اند تا جایی که در بحبوحه این تحولات و تأثیرپذیری انقلابیون منطقه از الگوی ایران اسلامی آویگدور لیبرمن وزیر خارجه رژیم صهیونیستی در گفت وگو با رادیو اسرائیل به زبان می آورد که بزرگ ترین مشکل این رژیم در سطح سیاست خارجی موضوع «ایران» است.
از سوی دیگر؛ اسفند ماه سال گذشته یعنی در تلاقی به کارگیری قدرت نیمه سخت دشمنان بر ضد ایران و شرایط حساس منطقه ای، جمهوری اسلامی اقتدار نظامی و توانمندی دریایی خود در حوزه دفاعی را به نمایش گذاشت. عبور 2 ناو ایرانی الوند و خارک از کانال سوئز و ورود به دریای مدیترانه در بیخ گوش صهیونیست ها آنهم پس از سقوط دولت حسنی مبارک مصداق روشنی بود تا اقتدار نیمه سخت ایران در برابر قدرت نیمه سخت غربی ها و صهیونیست ها به اثبات برسد. نکته ای که در همین جا باید بدان اشاره کرد این است که تأکید بر «انزوا»ی ایران اکنون به گونه ای است که لئون پانه تا وزیر جنگ آمریکا هفته پیش -2 دسامبر- با رد حمله احتمالی نظامی به ایران اعتراف کرد که این اسرائیل است که منزوی شده و از رژیم صهیونیستی خواست برای جلوگیری از انزوای بیشتر در خاورمیانه تلاش کند.
3- طی روزهای اخیر، خبر شکار هواپیمای فوق مدرن جاسوسی آمریکا در کمینگاه الکترونیکی نیروهای مسلح کشورمان بار دیگر اقتدار ایران اسلامی را در برابر قدرت تکنولوژیکی قدرت های بزرگ و در پهنه جنگ الکترونیک به اثبات رساند.
در پی این پرونده بزرگ، باراک اوباما پنج شنبه گذشته در جمع خبرنگاران حاضر می شود و بدون اشاره به این شکست بزرگ آمریکایی ها بار دیگر این ترفند تکراری و نخ نما را به میان می آورد که؛ «همه گزینه ها در قبال ایران بر روی میز قرار دارد»!
البته این به اصطلاح تهدید اوباما بار دیگر نشان می دهد که آمریکایی ها ظرف 3 سال گذشته تنها حرف زده اند و گاه این حرافی را به بلوف رسانده اند ولی ایران به شهادت رویدادها و رخدادها در صحنه عمل اقتدارش را در ابعاد چندجانبه به اثبات رسانده است.
اقتدار چندجانبه ایران از آن جهت قابل توجه است که فراتر از قدرت های علمی، تکنولوژیک، اطلاعاتی و نظامی است.
به عبارت روشن تر؛ منظور از اقتدار ایران در زوایای نرم، نیمه سخت و سخت بسنده کردن به قدرت های تکنولوژیک، علمی، اطلاعاتی و نظامی نیست بلکه اقتدار آن قدرت ویژه ای است که جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر آن توانسته است قدرت علمی، اطلاعاتی، تکنولوژیک و حتی نظامی کشور پرمدعایی که خود را ابرقدرت و کدخدای دنیا می داند به چالش بکشاند و دقیقاً همین اقتدار ایران اسلامی است که آن را به یک الگوی موفق و قابل پیروی تبدیل کرده است و امروز دوست و دشمن اذعان می کنند بیداری ملت ها برگرفته از اقتدار انقلاب اسلامی ایران است.
اکنون آنچه به روشنی و به وضوح قابل رؤیت است اینکه به رغم ادعاها و هیاهوها و بلوف ها و همچنین تهدیدها، فشارها و تحریم های آمریکایی ها و دو، سه کشور دنباله روی آن علیه جمهوری اسلامی ایران، «ضربه استراتژیک»، اقتدار ایران در ابعاد نرم، نیمه سخت و سخت است که قدرت ادعایی آمریکا را در همین ابعاد و زوایا به مرحله چالش و حتی شکست رسانیده است.

* رسالت
 
روزنامه رسالت درسرمقاله خود با عنوان "حمایت آشکار از تروریسم!"به قلم محمد کاظم انبارلویی آورده است:‏20روز به پایان مهلت نهایی دولت عراق به منافقین برای تخلیه اردوگاه اشرف باقی مانده است.
دولت عراق بارها خواستار تخلیه اردوگاه اشرف از لوث وجود منافقین شده است. اما دولت آمریکا و برخی دولت‌های اروپایی از منافقین تروریست حمایت می‌کنند.
مقامات غربی بارها از دولت عراق مهلت گرفته‌اند تا شاید برای منافقین جایی دست و پا کنند اما هیچ کشوری حتی دولت‌های اروپایی و آمریکایی حامی منافقین حاضر نیستند به آنها پناه دهند.
رژیم صهیونیستی تنها کشوری است که حاضر شده است منافقین را بپذیرد. هم اکنون نیز شماری از منافقین در سرویسهای امنیتی و جاسوسی رژیم صهیونیستی به خیانت علیه ملت ایران مشغول هستند 31 دسامبر آخرین مهلت برای تخلیه اردوگاه اشرف از سوی دولت عراق اعلام شده است.
این بار سازمان ملل به عنوان اصلی ترین حامی تروریستهای منافق به نمایندگی از آمریکا و دولت‌های اروپایی پا در میانی کرده است تا باز مهلت دولت عراق تمدید شود.
مارتین کوبلر نماینده بان‌کی‌مون در عراق در گزارش خود به شورای امنیت اهالی اشرف را "ایرانیان تبعیدی" خوانده و خواستار "ایمنی"، "رفاه" و "امنیت" منافقین شده است.
منافقین چه کسانی هستند؟ چرا به تروریسم روی آوردند؟ آنها برای کدام دولت کار می‌کنند؟ چرا آمریکا و اروپا با آنکه به ظاهر از تروریسم بیزاری و نفرت دارند اما از منافقین تروریست به شکل افراطی حمایت می‌کنند و اعضا و رهبران منافق در آمریکا و اروپا همیشه در راهروهای کنگره آمریکا و پارلمان اروپا ولو هستند و به راحتی آمد و شد دارند.
منافقین به ظاهر عده ای از مبارزین علیه شاه بودند که با قیام ملت ایران به رهبری امام خمینی (ره) از زندانهای رژیم شاه آزاد شدند. آنها در اوایل دهه 50 با اعلام مواضع تغییر ایدئولوژیک اسلام را رها کردند و مارکسیست آمریکایی شدند. این اولین ضربه آنها به مبارزات ملت مسلمان ایران بود. آنها پس از آزادی از زندان در اهداف و شعارهای نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) اخلال می‌کردند و بنای ناسازگاری با انقلاب اسلامی را گذاشتند. منافقین در فتنه بنی‌صدر شاخه نظامی لیبرالها علیه انقلاب اسلامی شدند و بیش از 16 هزار نفر از مردم ایران را شهید کردند آنها شهید مظلوم بهشتی سید الشهدای انقلاب اسلامی را به همراه 72 تن از یاران با وفای امام خمینی (ره) در هفتم تیر سال 60 به خاک و خون کشیدند. منافقین به فاصله کمی نخست وزیر و رئیس جمهور قانونی کشور را در یک حادثه تروریستی به شهادت رساندند. آنها اسوه‌های دین، اخلاق و عرفان در چهار سوی کشور یعنی حضرات آیات مدنی، دستغیب، اشرفی‌اصفهانی و صدوقی را در تبریز، شیراز، کرمانشاه و یزد به شهادت رساندند و به سیره یزیدیان بدنهای آنها را پاره پاره کردند. با حمله عراق به نمایندگی از اروپا و آمریکا به ایران منافقین به ارتش بعث پیوستند و به تدریج کادرهای خود را به بغداد بردند. آنها در طول جنگ عملا برای استخبارات ارتش صدام جاسوسی می‌کردند و محل اصابت موشکهای صدام به شهرهای ایران را در اختیار واحد موشکی صدام قرار می‌دادند.
آخرین اقدام آنها در جنگ پس از پذیرش قطعنامه، همگامی و همراهی با ارتش صدام درحمله به ایران بود که با مشت محکم و آهنین ملت روبه‌رو شدند. آنها در ادامه زندگی ننگین و بی‌شرمانه خود در عراق در سرکوب قیام شیعیان و کردها در سال 1991 در کنار ارتش صدام دست به کشتار بی‌گناهان در این کشور زدند.
نماینده بان‌کی‌مون در عراق از این جماعت روسیاه و تروریست به عنوان "ایرانیان تبعیدی" یاد می‌کند. او باید به این سئوال پاسخ دهد که چه کسی منافقین را به عراق تبعید کرده است؟
او باید به این سئوال پاسخ دهد یک جماعت جنایتکار با این پرونده سیاه از تروریسم چرا باید مورد حمایت شورای امنیت سازمان ملل قرار گیرد به طوری که آنها خواهان "امنیت"، "رفاه" و "ایمنی" منافقین تروریست باشند.
به این سئوالات فقط در یک شکل می‌شود پاسخ داد که بپذیریم منافقین به نمایندگی از سرویسهای سیا، موساد و ام آی 6 انگلیس این جنایت را در ایران مرتکب می‌شدند. خصومت آمریکا و دولتهای غربی با ملت ایران و معارضه آنها با انقلاب اسلامی بر کسی پوشیده نیست. آنها از بانیان جنگ داخلی در ایران، تحمیل جنگ 8 ساله و ادامه
خصومت ورزی با ایران تاکنون بوده‌اند.
حمایت آنها از منافقین این واقعیت را افشا می‌کند که این خصومت ورزی هنوز ادامه دارد و مأموریت‌های جدیدی برای منافقین برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی تعریف شده است.
منافقین شاخه نظامی نبرد نرم آمریکا علیه ملت ما هستند. این شاخه از طرف غرب حمایت مالی، تسلیحاتی، سیاسی و دیپلماتیک می‌شود.
واقعا باید به مظلومیت ملت ایران و انقلاب سخت گریست. آمریکاییها داستان خیالی ترور سفیر عربستان در واشنگتن را چنان می‌بافند که گویی یک فیل هوا کرده‌اند. بعد تهمت تروریسم به دولت و ملت ایران می‌زنند در حالی که کارنامه سیاه شاخه تروریسم آمریکا در ایران آن قدر فضاحت بار و آشکار و علنی است اما به دلیل بی‌عرضگی دستگاه دیپلماسی کشور نتوانسته‌ایم پیام مظلومیت ملت ایران را به گوش جهانیان برسانیم. توقف دیپلماسی تهاجمی دولت به این مظلومیت کمک می‌کند و معلوم نیست این ستم کی پایان خواهد پذیرفت.
دولت عراق باید از شرف ملت خود بخصوص شیعیان و کردها دفاع کند، دولت عراق باید حسن همجواری با ملت ایران را اثبات کند و منافقین را از این کشور اخراج نماید. فرقه منافقین باید به وطن اصلی خود یعنی سرزمینهای اشغالی برگردند و در کنار بهائیان و دیگر نوکران آمریکا و انگلیس عمر ننگین خود را به پایان ببرند. آمریکا و اروپا با آنکه از آنها حمایت می‌کنند حاضر نشده‌اند این جماعت را در کشورهای خود پذیرا باشند. عفونت ناشی از همکاری با منافقین دستگاه تنفسی امنیتی آنها را آزار می‌دهد. لذا مدام دنبال مهلت هستند. این استمهال باید روزی پایان پذیرد. روز 31 دسامبر آخرین روز این مهلت است.

*آفرینش

روزنامه آفرینش درسرمقاله خود با عنوان "افغانستان و اجلاس بن دوم"به قلم علی رمضانی آورده است :نزدیک به یک دهه از برگزاری اجلاس بن اول در مورد افغانستان پس از سرنگونی طالبان می گذرد. اجلاسی که مقدمات آینده افغانستان را با شرکت کشورهای همسایه این کشور گروه های مختلف افغانستانی و همچنین جامعه بین المللی و سازمان ملل رقم زد و به ابعاد سه گانه اقتصادی، امنیتی و سیاسی آینده این کشور پرداخت. در این بین اینک و پس از یک دهه اجلاس بن دوم بار دیگر در آلمان می تواند خود مبدا تحولاتی دیگر در افغانستان شود . در این بین اگر نگاهی به دستاوردهای اجلاس بن دوم و شرایط کنونی سیاسی، اقتصادی وامنیتی افغانستان داشته باشیم باید گفت که در واقع هر چند بنا به نتایج نشست بن اول امید می رفت که به حوزه‌های گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی جامعه افغانستان توسط جامعه بین المللی توجهی ویژه شود، اما باید گفت امروز و پس از یک دهه این کشور همچنان درگیر چالشهای گسترده و فراوان اقتصادی، امنیتی، اجتماعی و سیاسی است. یعنی هر چند در سالهای ابتدای سرنگونی طالبان وضعیت اقتصادی امنیتی و سیاسی این کشور بهبود یافت و با رشد خوب و گسترده ای همراه بود اما اندک اندک با افزایش درگیری های نظامی و افزایش حضور جریان افراطی در این کشور وضعیت اقتصادی نیز مطابق انتظارات با رشد گسترده روبرو نشد . گذشته از این نیز بسیاری از کشو هایی که تعهدات گسترده مالی و اقتصادی به افغانستان داده بودند در عمل به قول خود وفا نکردند و این کشور با سطح مطلوبی از رشد اقتصادی سرمایه گذاری و برگشت مهاجران و پناهندگان روبرو نگردید .
آنچه مشخص است اینک و پس از برگزاری اجلاس بن دوم باید گفت بی شک این اجلاس همچون بن اول بر سرنوشت چند بعدی و آینده افغانستان تاثیر گسترده ای دار د. در این حال اگر بخواهیم واقع گرایانه به دستاوردها و پیامدهای این اجلاس نگاه کنیم می توان گفت اگر کشورهای غربی بویژه امریکا به جای توجه به منافع اقتصادی سیاسی وامنیتی افغانستان به منافع ملی خود توجه کنند عملا روند حوادث چند ساله گذشته این کشور ادامه خواهد یافت و افغانستان نیز همچنین با چالشهایی فروان و چند بعدی روبرو خواهد بود. در این حال اگر به وضعیت کنونی این کشور توجهی داشته باشیم باید گفت این کشور اینک با چالشها و مشکلاتی هم چون پیمان استراتژیک، آینده حضور نظامی آمریکا و ناتو ، تهدیدات روبه فزاینده جریان افراطی و طالبان در بعد امنیتی و همچنین در حوزه اقتصادی با نبود سرمایه گذاریهای لازم اقتصادی و کاهش کمک های بین المللی روبرو است . در این راستا بی شک تصمیمات و دستاوردهای کنفرانس بن دوم در صورتی می‌تواند به نتیجه و سرانجام مشخصی برای آینده افغانستان دست یابد که جامعه بین المللی در واقع گذشته از توجه به نیازها و چالشهای جامعه افغانستان نقش بیشتری برای همسایگان موثر این کشور در افغانستان قائل باشد. در عین حال نیز سازمان ملل و جامعه بین المللی نیز همچون به تعهدات امنیتی سیاسی و اقتصادی خود در قبال این کشور توجهی ویژه داشته باشد تا عملا پیامدهای این اجلاس با دستاورهای متمایز و نتایج مثبت تری برای افغانستان همراه گردد.

* مردم سالاری

روزنامه مردم سالاری درسرمقاله خود با عنوان "وقتی خورشید را نمی بینیم "به قلم میرزابابامطهری نژاد آورده است:می دانید این جملات از کیست؟
«...می پندارم انقلاب یک حرکت است، یک حرکت اجتماعی، و هر انقلاب یا حرکتی باید هدف داشته باشد. انقلاب اسلامی ما هدف ها داشت: نخستین هدفش بنیان گذاشتن و تحکیم بخشیدن به یک نظام نوین «جمهوری اسلامی» بود و دومین هدفش بنیاد و گسترش آزادی هایی که متجاوز از پنجاه سال در هر زمینه ای از فرد فرد این مملکت دریغ شده بود و به جای آن خفقانی را به ما تحفه داده بودند که جرئت و قدرت حال و احوال پرسی از یکدیگر را نداشتیم . سومین هدف انقلاب ما تدارک بدست آوردن استقلال بود که متجاوز از دویست سال از طرف جهانخواران غالبا صهیونیست، مورد هجوم و لطمه قرار گرفته بود و در این 25سال معاصر (منتهی به پیروزی انقلاب) از طرف شیطان بزرگ «آمریکا» و رقیب «سالت» نشین او.»
این جملات بخشی از سخنان شمس آل احمد در فروردین 1359 در کنگره انقلاب فرهنگی در دانشگاه کرمان است که در ادامه آن به راه انقلاب و ویژگی های این راه و به وسایلی که برای رسیدن به آن اهداف و راهی که در پیش گرفته است از آن برخوردار است می پردازد و در راس آن وسایل، از رهبری انقلاب به عنوان یک رهبر و زعیم بی بدیل و بی نظیر که در عالم بشریت و دست کم در انقلابات این دویست سال معاصر بشری، مشابه و همتایی نداشته است.
این جملات از «شمس آل احمد» است که از سال 1325 زمانی که تنها 17 سال بیش نداشته، روزنامه نگار بوده است. او برادر جلال آل احمد روشنفکر مسئول و پرکار و صادق است که افتخار دائمی نویسندگان این مرزوبوم بوده و هست و خواهد بود. هفته گذشته 14 آذر نخستین سالگرد در گذشت این انسان بزرگ بود. تا آنجا که نگارنده دنبال کرده است متاسفانه هیچ یادی و هیچ اشاره ای جز یک یادداشت در روزنامه اطلاعات به این مناسبت نیامد.
خبر حادثه بزرگ تر از آن بود که بشود در یک یا چند سال آن را هضم و جذب کرد. شمس آل احمد که اینک در سالگرد فقدان تاثر انگیزش هستیم، ادیب، نویسنده و روشنفکری است که به خاطر کمرنگ نشدن برادرش "جلال" که بزرگ بود و از اهالی امروز، هرگز سعی نکرد واقعیت قلم و اندیشه اش را فریاد زند. شمس آل احمد از قید نسبت ها رهیده بود و به حقایقی فراتر از واقعیت های ملموس رسیده بود، اما از قید نسبت با برادرش جلال هرگز نه خواست و نه توانست که خود را برهاند، که اگر چنین می شد او خود به عنوان یک واقعیت پرفروغ می درخشید و این معنا را در کتاب "از چشم برادر" به خوبی می توان دریافت. در دو هفته ای که در سال 76 در دامغان میزبان او بودم و در نشست هایی که با فرهنگیان، جوانان و دانشجویان داشت و در نوشته هایش در مورد انقلاب اسلامی از جمله دو جلد کتاب حدیث انقلاب، با تمام وجود نگران کارکرد دین در جامعه انقلابی ایران بود و هرجا به سوال یا رویدادی برمی خورد که خطر کارکرد منفی برای دین داشت مثل اختلاف مسوولان یا اختلاف بین دو روحانی یا دو جناح روحانی به شدت آه می کشید و آن را خطرناک می دانست و این در حالی بود که زندگی اش مملو از کم لطفی ها و بی لطفی ها از جانب برخی افراد شده بود. اهتمام شمس به یادداشت های روزانه در دفتر ایامش ستودنی بود. هرچه دیده بود و هرچه شنیده بود را به اختصار می نوشت و جهت گیری و نگاه خودش را یادداشت می کرد که اگر آن دفاتر تنظیم و منتشر شود و دیدگاه های سال های ماضی او در مورد افراد با واقعیت های پیش آمده بعدی تحلیل شود چه خواهد شد.
یاد و نام او را گرامی می داریم که بزرگ بود و از اهالی امروز و با صداقت و راستی و یکرنگی و یک رویی نسبتی دیرینه داشت. 

* جمهوری اسلامی
 
روزنامه جمهوری اسلامی درسرمقاله خود با عنوان "بازگشت به عزاداری سنتی "  آورده است:دهه عاشورای 1433 هم گذشت و مردم ایران و شیعیان نقاط مختلف جهان به یاد فداکاری‌های سالار شهیدان و اصحاب باوفای آن حضرت، بر مظلومیت آنان گریستند و با شهدای کربلا تجدید میثاق کردند.
اینکه بعد از گذشت 1370 سال از شهادت امام حسین علیه السلام و یاران آن حضرت، همچنان حماسه عاشورا زنده است و پیروان مکتب اهل بیت عصمت و طهارت، پرشورتر از همیشه یاد شهدای کربلا را گرامی می‌دارند خوشحال کننده و امیدآفرین است، زیرا زنده بودن عاشورا به معنای زنده بودن مبارزه علیه ظلم و حمایت همیشگی از مظلوم است. این، بهترین تفسیر برای "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" ست. سفارش تاریخی امام خمینی که "محرم و صفر را زنده نگهدارید" نیز به همین دلیل بود همانگونه که خود آن عزیز میفرمود: هرچه داریم از محرم و صفر داریم.
این، یک روی سکه است. روی دیگر این سکه را باید در کیفیت عزاداری‌ها مشاهده کرد که سالهاست درحال تنزل است و به طرف بی‌محتوا شدن به پیش می‌رود. خطر بزرگی که از ناحیه بی‌کیفیت شدن عزاداری‌ها و نفوذ مطالب سطحی و رفتارهای انحرافی به محافل و مجالس محرم و صفر در کمین حماسه عاشوراست، بسیار نگران کننده است. این انحراف، از دوران قبل از انقلاب شروع شده بود و بزرگانی همچون شهید مطهری درباره آن هشدارهائی داده بودند و حتی قبل از شهید مطهری نیز این هشدارها توسط بزرگان دیگری از روحانیت داده شده و در کتاب‌ها ثبت گردیده بود و هم اکنون در دسترس می‌باشد. اما آنچه نگران کننده است، ادامه انحراف و حتی اوج گرفتن آن در دورانی است که ایران از نعمت نظام جمهوری اسلامی برخوردار است، نظام حکومتی مترقی و عالمانه‌ای که اقتضای آن، بالا بردن کیفیت‌ها و مبارزه با انحرافات و سطحی نگری هاست.
بررسی ابعاد آنچه اکنون دامنگیر محافل و مجالس عزاداری شده، از واجبات است و البته به کار جمعی، فرصت کافی و آشنائی با دقایق و ظرایف امور دینی نیاز دارد. اما اینطور نیست که بدون آن بررسی همه جانبه نتوان موارد آشکاری از اشکالات و انحرافات را برشمرد و به برطرف کردن آنها اقدام کرد. بعضی از مشکلاتی که اکنون حتی مردم کوچه و بازار هم از آنها می‌نالند و به خاطر آنها برای عزاداری‌های مذهبی احساس خطر می‌کنند، این موارد هستند:
1 - خالی بودن اشعار و مطالبی که در بسیاری از مداحی‌ها مطرح می‌شوند از محتوای حماسی، اخلاقی و آموزش‌های دینی.
از قدیم، مداحان اهل مطالعه‌ای وجود داشتند که به دلیل بهره گیری از محضر علمای زمان خود، هم با مکتب اهل بیت به مقدار لازم برای اداره کردن مجالس عزاداری آشنا بودند و هم از تدین کافی و اخلاق اسلامی برخوردار بودند و به همین دلایل از مطرح کردن مطالب خرافی، دروغ و بی‌اساس پرهیز می‌کردند. مردمی که در مجالس این افراد شرکت می‌کردند، بعد از هر جلسه این احساس را داشتند که اخلاق و رفتارشان به خلق و خوی دینی تا حدودی نزدیک‌تر شده و با راه و رسم شهدای کربلا آشناتر شده‌اند. خوشبختانه هنوز هم از این قبیل مداحان در جامعه حضور دارند و علیرغم رواج یافتن شیوه‌های انحرافی جدید، آنها به راه اصیل خود می‌روند و آثار و برکات این کار را نیز در میان مردم بر جای می‌گذارند.
....‏انتهای پیام/




تاریخ آخرین ویرایش:- -




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic